خرید بک لینک
سالهاست با خودم کنار آمده ام .قرار گذاشته ام ، کسی را که دوست دارم ، منتظر نگذارم .بعضی ها را باید ببینی تا دوست داشتنت جوانه زنی کند.بعضی ها را باید سالها در زندگیت مرور کنی ، تا عشق ریشه زند در وجود تواما ، بعضی ها را نه دیده ای ، نه می شناسی ولی ناگهان ، گویا سالهاست تو دل تو اقامت دارند.اینها ، بی بهانه ترین دوستی ها و ناب ترین عشق ها را به تو تحمیل خواهند کرد.طوری که دیگر ، چیزی به نام تو باقی نخواهد ماند و همه چیز میشود «او»قدر این گروه آخر را باید دانست ، آنها لایق عشق ورزیدن هستند ، حتی اگر تا پایان جهان در پس پرده بمانند.حتی تصور بودنشان هم زیباست .چون بی نهایت در وجودمان زنده اند.و تو همینی که هستی ...

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 17:34

کافیست دستانت را به من بسپاری
تا بر دوش جاده ، گام های مان آهنگ راه بنوازند...

و آنگاه این راه بی انتها ، نیست
چون به انتهای خواستن رسیده ام
با تو..

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 16:25

گاهی نیش سخن بالاتر از تیر و خنجر زخم بر دل میگذارد...

بنده معتقدم ، اغلب این نیشها ناخواسته است و گاهی هدفمند.

اما در اصل قضیه فرقی ندارد ، میخراشد، می تراشد و تمام پرده ی عاطفه ات را میدرد و تو را به ته دره دل شکستگی پرتاب میکند.

و تو تنها میتوانی خودت را بابت تمام لحظاتی که برایت حرمت صاحب سخن مهم بوده ، لعنت کنی...

و بگویی:

باشه ، ایرادی نداره، این بود مزد ما

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 12:36

وبلاگ مثل دفتر خاطرات میمونه ، وقتی پست ها رو مرور میکنم خاطرات تلخ و شیرین زندگیم برام مرور میشه.

پست قبلی هم برای این بود که یادم باشه ، گاهی اوقات نیش و کنایه ها چقدر منو آزار دادن ، پس خودم رو مقید کنم که به کسی حرف نیش دار نزنم.

همین...

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 12:36

سالهای قمری ، هر سال ، ده روز جلوتر میان .یعنی اگر امسال محرم 25 تیر شروع شد ، سال بعد میشه 15 تیر .بنا بر این تقریبا هر 36 یا 37 سال یه چرخ کامل میزنه .37 سال پیش در محرم به دنیا اومدم ، پدر بزرگم می خواست اسمم رو محرم علی بزاره ولی مادرم نظر دیگری داشت .البته فرقی هم نداشت برای من ، مهم این بود که در محرم به دنیا اومدم .و الان بعد از یک چرخه کامل در محرم و روز تاسوعا مصادف شد با تولدم .ممنونم از کسایی که بهم تبریک گفتن .ولی اگر تا امروز ، جواب ندادم به خاطر یه احساس دلیه که در ایام تاسوعا و عاشورا خبر های خوشحال کننده زیاد خوشحالم نمی کنن.ممنونم بابت همه ی اتفاقاتی که در این چرخه اول زندگی برام اتفاق افتاد .امیدوارم خدا کمک کنه و چرخه دوم زندگی پر بار تر باشه .به کمک خدا و دعای شما

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 12:36

صفحه بندی